رربورن كلاوس ميشائيل ( مترجم : كيكاوس جهاندارى )
36
نظام ايالات در دوره صفويه ( فارسى )
باز داراى اهميّت بيشترى است كه همهء امرا يعنى همهء حكّام و نه فقط بيگلربيگىها در اواخر دورهء صفويّه لقب عاليجاه دارند . اطلاعات مندرج در تذكرة الملوك در اين مورد توسط چند سند ديگر نيز تأييد مىگردد « 156 » . احتمال دارد كه اين آغاز تنزل ارزشى باشد كه لقب عاليجاه بعدها در دورهء قاجاريّه يافت « 157 » . تنها يكبار در جوار عاليجاه و امير الامرا لقب سوّمى نيز براى بيگلربيگى آذربايجان و يكى از سرداران بهكار برده شده است : صوفىزادهء قديم خاندان ولايتنشان « 158 » . از مآخذ فارسى هيچ برنمىآيد كه صاحبان كدام يك از القاب و شاغلين كدام مناصب حق شركت و حضور در مجامع دربارى را داشتهاند . ج - انتصابات انتصاب حكّام از هر درجه حق مطلق پادشاه بود و همواره با صدور فرمان شاهانه عملى مىگرديد . اما با اين گفته منظور آن نيست كه شخص شاه در تمام موارد از اين حق استفاده مىكرده است . شاه گاهگاه نيز انجام اين امر را به يكى از صاحبمنصبان دربارى تفويض مىداشته . مشهور است كه شاه اسمعيل اوّل در سال 920 ( - 1514 م . ) « ناظر » ديوان اعلى « 159 » خود را مأمور انجامدادن اين مهم كرد .
--> ( 156 ) - لقب عاليجاه براى يكى از حكام نخجوان ( مجموعهء اسناد در كتابخانهء دولتى آلمان با اين خصوصيات : Ms . or . fol . 617 فرمان مورخ رجب 1124 ) ، براى بختيارى ( همانجا ، سند مورخ رجب . 111 ) ، براى شوشتر ( دستور شهرياران ، ص b 128 ) ، براى مغانات ( خوبوا ، سند نمرهء 24 ) بهكار برده شده است . ( 157 ) - رجوع شود به تذكرة الملوك ، ص 114 ؛ مينورسكى هنگامى كه مىگويد در دورهء صفويه تنها چهارده نفر لقب عاليجاه داشتهاند متن را درست تعبير نكرده است . ( 158 ) - در فرمان و ختنگ ششم كه در حاشيهء نمرهء 148 اين كتاب قبلا مذكور شد . ( 159 ) - رجوع شود به لب التواريخ ، ص 29 . « ناظر ديوان اعلى » لقب شغلى « وكيل » در آن دوره بوده است . رجوع شود به : Savory / Principal Offices I 97